سمفونی نینوا
قطعه نینوا از کار های منحصر به فرد و ارکسترال حسین علیزاده هست . آهنگ های این آلبوم بسیار غمناکه . خالق قطعه مشهور نینوا میگوید که زاده روز عاشوراست و همیشه نامش را که مادرش به همین مناسبت بر او نهاده دوست میدارد و خلق این قطعه به سالهای کودکیاش باز میگردد. محبوبیت قطعه نینوا در زمان انتشارش فروش بالایی را برای آن رقم زد، که برای یک آلبوم موسیقی در ایران بعد از انقلاب تا آن زمان بی سابقه بود. برخی کارشناسان میزان محبوبیت این قطعه را با قطعه «ای ایران» روح الله خالقی برابر دانستهاند. نی در این اثر به شیوه جاودانه توسط جمشید عندلیبی نواخته می شود. آهنگای این آلبوم را اکثرا از صدا و سیما (به بهانه های مختلف) شنیده ایم. اما اصلش برا امام حسین بوده است.من شخصن این موسیقی رو بهترین قطعه ای از آهنگهای غمناک میدونم و در رده های بعدی کارهای مجید انتظامی..

پی نوشت:دیدن دوباره یا چندباره ی فیلم روز واقعه، با فیلمنامه شاهکار از استاد بهرام بیضایی رو بهتون پیشنهاد میکنم..قسمت پایانی این فیلمنامه رو با هم میخونیم:
بسیاری هراسیده پس میدوند؛ نصرانی به میدان میرسد و خود را به سکو میرساند و عَلم سبز را به دست میگیرد؛کنجکاوان پیش میدوند و گردش را میگیرند. راحله دوان دوان در گذر به سوی میدان میدود؛ از سه برادرش میگذرد که پیشتر از او رسیدهاند و از پدرش میگذرد که پیشتر از برداران رسیده است؛ به جمع مبهوت میرسد که رنگ باخته خبری را شنیده است و باور نکرده است. به پای سکو میرسد و سرانجام به نصرانی که روی سکو از تجسم آنچه دیده زبانش بند آمده و صداهایی چون ضجههای بریده بریده درمیآورد.
نصرانی: او،به بالاترین جایی رسید که بشری رسیده. او را در نینوا به صلیب کشیدند. (راحله را میبیند و اشکش میغلتد) او بامن حرف زد!
راحله: (رنگ پریده) کجا رفتی و چه دیدی؟ بگو نصرانی، حقیقت را چگونه یافتی؟ تصویر به سوی نصرانی میرود؛ هنوز ضربه خورده از آنچه دیده؛ به سختی در تقلا، و ناتوان از یافتن واژههایی در خور.
نصرانی: من حقیقت را در زنجیر دیدهام. من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدهام. من حقیقت را بر سر نیزه دیدهام...





قرار نیست طوری زندگی کنم که دنیا دوست دارد وقرار نیست دنیا هم طوری بچرخد که من دوست دارم.