سلام.فیلم بوی گندم رو شایدنزدیک به ۱۰باردیده ام و باهر بار دیدن بیشتر شیفته ش میشم.فیلمی درباره انسانهایی که هیچی ندارن از دست بدند،چه برای زیستن چه برای مردن.اما تقلای بی حدو حصرشان برای مقابله با زندگی فوق العادس حتی از خودگذشتگی برای عشق و نامید نشدنشان هم درنوع خودش جالبه.پس میشه ثروتمند نبوداما بروز نداد وشاهانه زندگی کرد..واین درس بزرگیه که من از این فیلم بزرگ بابازی زیبای بازیگرانش آموختم.

خلاصه داستان:سيامك، اسي و تقي سه دوست آس و پاس هستند. تقي معتاد است و نصيحت هاي سيامك را براي ترك اعتياد نمي پذيرد. سيامك با گندم آشنا مي شود كه رختشوي يك هنرستان دخترانه است.گندم چنین وانمود میکند که دختر یک اشراف زاده است وسیامک هم که بتواند گندم را ازدست ندهد خودش رابجای فردی متمول جا میزند. مسئولان هنرستان پس از اين كه متوجه ي ارتباط سيامك و گندم مي شوند او را اخراج مي كنند. گندم، كه بيماري قلبي دارد، به توصيه ي پزشك بايستي براي معالجه به اروپا برود. سيامك براي تهيه ي هزينه ي سفر و معالجه ي گندم به همكاري با نصرت تن مي دهد كه كارش توزيع مواد مخدر است، با ديدن عكس گندم درمي يابد كه گندم همان دختري است كه او چند سال پيش از شهرستان آورده و به خودفروشي واداشته است. نصرت با تهديد گندم را از سيامك دور مي كند. تقي مي ميرد و سيامك نيز معتاد مي شود. گندم كه قصد خودكشي دارد به توصيه ي زني به نام پري، كه براي نصرت كار مي كند، تصميم به فرار مي گيرد. سيامك او را با گذرنامه به فرودگاه مي فرستد و به قصد سرقت از گاوصندوق نصرت به محل كار او مي رود. سيامك زخمي مي شود و سوار بر موتور به طرف فرودگاه مي رود. هواپيما پرواز مي كند و سيامك بر اثر تصادف جان مي دهد..

کارگردان:محمددلجو-امیرمجاهد/بازیگران:فرزان دلجو-آیلین ویگن-ابی-شهرام شب پره-عنایت بخشی و../موسیقی:سیاوش قمیشی/فیلمبردار:جمشیدالوندی/محصول:۱۳۵۶

حالا دیگه تو رو داشتن خیاله
دل اسیر آرزوهای محاله
غبار پشت شیشه میگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره