سلام خدا

تمام عمر خطاکردم وعطاکردی                            چها زبنده خود دیدی وچها کردی

هزارمرتبه دیدی که توبه بشکستم                      دوباره برروی من باب توبه وا کردی

من از تو،جانب دوزخ فرارمی کردم                        تولحظه لحظه مرانزدخودصداکردی

توباتمام بزرگی ز بس کریم استی                         مرا ز کودکیم باخودآشنا کردی

به جای آنکه من از تو رضا کنم خودرا                     تولطف کردی و ازخودمرا رضا کردی

ز پادشاه نیاید به عزتت سوگند                          کرامتی که تو در حق این گدا کردی

ازاینکه این همه دل برتو بسته ام دانم                     که بازدر دل هرجایی ام تو جا کردی

سرشک دیده و قلب شکسته ام گویند                     زمن گذشتی و از آتشم رها کردی

پی نوشت:باآرزوی قبولی طاعات و عبادات همه،هنگام افطار در کنار همه ی دعاهایمان میخوانیم(( الهم فک کل اسیر))

داش آکل سینمای ایران

سلام.خیلی وقت بود میخواستم از هنرمند بزرگ بهروز وثوقی تو وبلاگم مطلبی بزارم اما نمیدونستم چطور و چگونه.تااینکه متوجه شدم چندروز پیش(۳۱جولای) مراسمی در سالن گیبسون آمفی تآتر لس آنجلس به مناسبت یک عمر فعالیت هنری از وی برگزاروتقدیر شد. که جای بسی خوشحالی ست که هنرمندتازنده ست ازش یادی میکنن نه وقتی که ازدنیا رفت به فکربیفتن.اونم شخصیت بزرگی همچون بهروز که باید بازیگر و بازیگری به افتخار وجودش سر تعظیم فرود بیارن..شعر شهیار قنبری روکه فرهاد روی فیلم رضاموتوری خونده روباهم میخونیم:

با.... صدای بی صدا

مث یه کوه بلند

مث یه خواب کوتاه

یه مرد بود یه مرد

با دستهای فقیر

با چشمهای محروم

با پاهای خسته

یه مرد بود یه مرد

شب ، با تابوت سیاه

نشست توی چشمهاش

خاموش شد ستاره

افتاد روی خاک

سایه اش هم نمی‌موند

هرگز پشت سرش

غمگین بود و خسته

تنهای تنها.

با لبهای تشنه

به عکس یه چشمه

نرسید تا ببینه

قطره ، قطره

قطرهٔ آب،قطرهٔ آب

در شب بی تپش

این طرف ، اون طرف

می‌افتاد تا بشنفه

صدا ؛ صدا ...

صدای پا ، صدای پا ...

به یادگاری از من ای عکس جاودان باش..