پس از فیلمهای بزرگی از رومن پولانسکی از محله چینی ها و پیانیست گرفته تا فیلمهای آپارتمانی چون بچه رزماری، مستاجر، و تنفر، میرسیم به (فیلم ماه تلخ) که فیلم فوق العاده ای بود از دید من و داستان دهشتناك ارتباط نافرجام است. در این داستان دو زوج حضور دارند، زوجهایی كه رسماً زن و شوهر هستند اما همه چیز بین آنها تمام شده است.

این بار كشتی جای آپارتمان را گرفته است. دریا نماد زندگی است. اما در این فیلم نكته عجیب دیگری وجود دارد. حضور مرد هندی و دخترش به شكلی بی‌تاثیر و حتی به نظر زائد در كنار آدمهای اصلی فیلم. پولانسكی با این كار تنها ارادت خود را به اندیشه والای شرقی را بیان میکند.فيلم درون مايه هاي شهواني انساني را در تقابل با عشق بخوبي تصوير مي كشد و تزلزل عشق را در مواجه با تمدن و روحيات متزلزل نشان مي دهد . زوج انگليسي(زوج خوشبخت ۷ ساله ) در زندگي زناشويي خود در مواجه با زندگي بي سر وسامان زوج فرانسوي ، دچار گسستگي در رابطه زناشويي اشان مي شوند . آنچه در اين فيلم جالب است ترسيم روحيه شهوت گرايي مرداني است كه با وجود داشتن زن نمي توانند آن را مهار سازند.

رومن پولانسکی در (ماه تلخ) به روزمره گی حاصل از روابط جنسی اشاره دارد و تنها نسخه ای که برای این درد می پیچد ،جدایست . شکی نیست که در روابط زناشویی این روزمره گی و یکنواختی وجود دارد ولی نکته مهمی که رومن پولانسکی در نگارش فیلمنامه خود بدان دقت نداشته است ،این است که تداوم یک رابطه زناشویی موفق تنها در گِرو داشتن روابط جنسی نمی باشد ، بلکه انسانها باید در یک رابطه عاشقانه به موضوعاتی فرای این روابط بیندیشند، البته منظور این نیست که روابط جنسی وجود نداشته باشد بلکه انسان چه مرد وچه زن برای ایجاد یک رابطه دائمی با یکدیگر می بایست دارای نقاط مشترکی بوده و به یکدیگر تنها به چشم ابزاری در جهت ارضای غرایز فروخفته خویش ننگرند و در راستای نیل به این نقاط مشترک با نفس خویش مبارزه کنند.

دقت كنید در جایی كه هنوز ارتباط می‌می(بازیگرنقش اول زن) و اسكار(بازیگرنقش اول مرد) سیاه نشده است. آنها سكس‌های خشن انجام می‌دهند، و چون بچه‌ها ادا در ‌می‌آورند. این اولین نشانه بیماری روانی در اثر اعتیاد به تعلق است. نایجل و همسرش از سوی دیگر زن و شوهری معتدل هستند. پولانسكی آنها را وارد فیلم كرده تا ضرب شست خود را به شعارهای چون وفاداری، صداقت و پاكدامنی نشان بدهد. نایجل درستكار فریب می‌خورد، به خیال یك سكس دلپذیر وارد كابین می می  می‌شود و تنها چیزی كه برایش باقی می‌ماند تخلیه شخصیتی است. در این سكانس حتی بیننده دلش می‌خواهد نایجل آب شود و چنین تحقیری را تحمل نكند.

شايد (ماه تلخ) فيلم کاملی نباشه، يعنی شايد از ديد سينمايی نشه واقعا از ۱۰ بهش ۱۰ داد ولی از نظر نمايش سير اوج و فرود رابطه يک زن و يک مرد می‌تونم بگم تقريبا فيلمی به اين کمال و دقت نديدم. داستان آشنايی يه نويسنده آمريکايی در فرانسه با رقاصه‌ای فرانسوی آنقدر با صراحت و جسارت تعريف شده که هيچ لحظه‌ای از رابطه زن و مرد نيس که از سير روند ماجراهای فيلم جا مونده باشه..