قاضی ها به بهشت نمی روند..

سلام.یکی از اساتید چند وقت پیش در دانشگاه صحبتی به میان آورد که حداقل چند سالی میشد که ذهن منو به خودش مشغول کرده بود.سخن از قاضی و قضات و حکم و عدلیه و... شد و استاد هم قاطعانه این جمله رو گفت که منم تا حدودی باهاش موافقم که (قاضی ها به بهشت نمی روند).با گفتن این جمله بود که به خودم آمدم و گفتم پس خیالاتی نشده بودم که قبلا در این باره فکر می کردم.. یادمه ازنوجوانی که تب مجله و روزنامه خوانی ام تازه شکل گرفته و منم مشتاقانه صفحاتش رو میخوندم تا به صفحات حوادث می رسیدم(البته الان اصلا علاقه ای به این صفحه ندارم) مطالب رو خط به خط می خوندم و به اونجایی که مثلا نوشته بود قاضی پرونده نیز برای متهم یا متهمان حکم اعدام یا حبس ابد یا مثلا ۱۵سال زندان یا شلاق یا حتی قطع دست و...صادر کرد میرسیدم به این فکر میرفتم که آیا واقعا صددرصد این حکم حق متهم بوده؟؟ آیا مثلا اگر قاضی ۲۰سال زندان به متهمی داد و آیا اگر جرم او مستحق ۱۰سال زندان داشت ژس تکلیف اون ۱۰سال چی میشه؟ تکلیف ۱۰سال عمر هدر رفته چی؟ و مهمتر تکلیف حق از دست رفته اون فرد چی؟
یادمه بعد از اینکه سربازی ام تمام شد اصلا دوست نداشتم در آینده شغلی داشته باشم در حوزه کاری قضائیه.البته منظورم قضاوت نیست، حتی اگر هم کارمند ساده ای باشم در این راستا.نمیدونم چرا اما حس میکردم نکند با حرف من خدای ناکرده حقی از کسی ضایع کنم.. با مرگ ایرج قادری(چند هفته پیش) بود که بیاد سری فیلم های بعد از انقلاب او خصوصا دو فیلم(میخواهم زنده بمانم) و (محاکمه) افتادم که بی ربط با بحث من نیست.در این فیلمها حکم حکمی بود اشتباه و ناحق.گذشته از اینکه قاضی فیلم (محاکمه) که خود قادری بازی میکرد،و حکم او موجب اعدام جوانکی افغانی شده بود این جرات را داشت که از مقامش استعفا دهد و خانه نشین شود اما تکلیف خون به ناحق ریخته شده فرد چه خواهد شد؟ آیا با عذر خواهی میشود صورت مسئله را پاک کرد؟
به هر صورت میخواستم بگم که صدور حکم عملی مهم و تاثیرگذار است و بنظر من نباید قضات به راحتی از کنار آن بگذرند.همانطور که امام علی که خود از امامان معصوم بود و بهترین قاضی، که برای طلب زره خود با مردی مسیحی به دادگاه و نزد قاضی میرود.به همین خاطر اگر بخواهیم مروری در این چندسال به احکام صادره بیندازیم کم نیستند افرادی که به واسطه حکمی غیر حقی و انسانی مجبور به تحمل سالها یا ماهها حبس و تبعید و خانه نشینی و... باشند.تازه اگر حکم مرگ برایش جاری جاری نشه.البته متاسفانه در این چندسال مطبوعات، موسیقی، فیلم و... زیادی مورد نوازش ناعادلانه قضات قرار گرفتند که الان اون قضات هم بجای خلع مقام در بالاترین پست های مدیریتی بیمه ای و... و باحمایت زیاد به فعالیت مشغول اند.باری به هر جهت هدف از طرح این موضوع وجدان قاضی در صدور احکام این بود که هفته هاست ذهنم رو مشغول کرده و همچنان بحث عدل و عدالت و.. واژه هایی هستند که عده ای خود را در پشت آن مخفی کرده و حکم به هرآنچه را که میل او آن را هدایت میکند می دهند،نه بر اساس احکام الهی. در پایان خواستم این مطلب رو به اشتراک بگذارم و نظرات شما رو جویا بشم در این خصوص. باشد که خداوند رحمان ما را کمک کند که در هر موردی در زندگی شخص مان نیز آنطور قضاوت کنیم که بعدا شرمنده و سرافکنده نشویم..انشااله
پی نوشت۱:دیدن بی طرفانه فیلم های(بدون دخترم هرگز) و (سنگسار) رو بهتون پیشنهاد میکنم.
پی نوشت۲: موقع نگارش این مطلب یاد یکی از مجلاتی افتادم که خیلی دوستش داشتم و ماهانه اون رو میخردیم و الان ۵/۲ ساله که توقیفه.امیدوارم بازم با اون هیئت تحریریه بیرون بیاد که بعید میدونم.
قرار نیست طوری زندگی کنم که دنیا دوست دارد وقرار نیست دنیا هم طوری بچرخد که من دوست دارم.