اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد و خندان بازگرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسبهای چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب رابابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد وچاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید
همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش میشد باز کوچک می شدیم
لا اقل یک روز کودک می شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن


داگویل آخرین ساخته (لارس فن تیر) کارگردان شهیر دانمارکی بابازی خارق العاده نیکول کیدمن فیلمی سراسر فضاساری به معنای خاص خود است.منظور از فضاسازی خاص،ساختار نامتعارف فیلم با تمهیداتی دیگرگونه است.داگویل فیلمی است که در آن سینما-تاتر ومعماری هریک به شکلی در خدمت فضاسازی به کارگرفته شده اند.فیلم از همان نمای آغازین نمایش پلان یک شهر که دوربین عمود برآن پایین آمده ووضعیت افقی قرار میگیرد تا تماشاگر را غافلگیر کند.
داستان فیلم از آنجا آغاز میشود که دختری(نیکول کیدمن) در حال فرار از دست تعدادی گنگستر که به شهرداگویل پناه می آورد. پسری از اهالی شهر او را مخفی میکند و ازسایر ِ اهالی میخواهد که به او کمک کنند . آنها هم قبول میکنند و او را مخفی میکنند و در عوض دختر هم برای آنها کار میکند . با گذشت زمان ، اهالی داگویل متوجه میشوند که پنهان کردن دختر ریسک بزرگی است و فضا را برای او سخت تر میکنند و کار بیشتری از او میکشند بی توجه به اینکه دخترشاید روزی بتواند تلافی کند.
فيلم تنها يك لوكيشن دارد و خانهها و خيابانها با خطوط سفيد مشخص شدهاند و فيلمبرداري در اغلب سكانسها دستي و روي شانه است. اين كه صحنههاي فيلم شبيه تئاتر است و ديوار و پنجره انتزاعي هستند و ديده نمی شوند چه دليلي دارد؟ قطعاً فون تريه قصد نداشته يك تلهتئاتر يا به عبارتي سينماتئاتر توليد كند. اين كار از روي عمد و به درستي انجام شده است. فونتريه ميخواهد بيننده در جاي خدا نشسته باشد و از چشم يك الهه به وقايع بنگرد و تحليل بكند.مثلا اگر کسی درفیلم قصد ورود به خانه ای را داشته باشد به در میکوبد،به دری که وجود ندارد در حالی که صدای ضربه زدن به در را میشنویم.حتی سگ موجود در شهر که تاصحنه پایانی تنها صدای پارس کردنش به گوش میرسد نیز روی کف خیابان نقاشی شده است.
داگویل تنها در مورد یک شهر کوچک نیست بلکه در مورد کل جامعه بشری است. کریس(نیکول کیدمن) نماد طبقات پایین جامعه و انسان هایی است که قلب های پاک دارند و از فداکاری و کمک به دیگران هراسی ندارند. مردم شهر نماد طبقات متوسط ویا حتی بالای جامعه هستند که تنها به خود و زندگی شان (یا منافع ملی خودشان) می اندیشند و دور خود دیوارهای فرضی کشیده اند. این دسته با سگی خود انسان ها بی پناه مثل کریس را استعمار می کنند و فکر می کنند آدم های ضعیف برای خدمت به آنها خلق شده اند و با رفتار های خود آنقدر به آنها فشار می آورند تا آنها به سگ هایی درنده تبدیل کنند. این فیلم به ظالمان هشدار می دهد که اگر روی قدرت به دست این افراد بیافتد انتقام آنها سخت خواهد بود و این سگ ها که خود تربیت کرده اند به جان آنها خواهند افتاد..
و چه زیبا و با معناست سکانس پایانی فیلم که می بینیم آدم های شر روی زمین افتاده اند و تبدیل به خط هایی فرضی تبدیل شده اند و سگ شهر که فقط یک نقاشی روی زمین بود تبدیل به یک سگ واقعی شده و بالای سر جنازه ها زوزه میکشد.
داگویل فیلمی بسیار زیباست که فون تریه روی ثانیه، ثانیه آن کار کرده به طوری که مثلا در آخر فیلم ما متوجه می شویم چرا اسم فیلم Dogville است: ((روستای سگ))
وای به روزی که انسانیت بمیرد و سگ ها جای انسان ها را بگیرند.




رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قلوبنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ
ترجمه فارسی :
بارالها ، دل هاي ما را به باطل ميل مده پس از آنكه به حق هدایت فرمودي ، و به ما از لطف خويش اجر كامل عطا فرما كه همانا تويي بخشنده بي عوض و منت .
إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ ربنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ
ترجمه فارسي:
زيرا شماييد كه چون طايفه اي از بندگان صالح من روي به من آورده و عرض مي كردند بارالها ما به تو ايمان آورديم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما كه تو بهترين مهربانان هستي .
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رحمه وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صبرا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
ترجمه فارسي :
چون آنها در ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما صبر و استواري بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران یاری فرما.
و اما مناجاتي كه استاد شجريان در مثنوي افشاري مي خوانند . اين قطعه با اشعار محمدجلال الدين( مولانا ) و از مثنوي معنوي مي باشد .
اين دهــان بستي دهــاني باز شـــد
كـو خـورندهي لــقمـه هاي راز شـــد
لــب فـروبــند از طـعـام و از شـــــــراب
ســـوي خوان آسـمــاني كن شـــتاب
گـر تــو اين انبان ز نـان خــالي كـــني
پـر زگـــوهــــر هـــاي اجــــلالي كـــني
طــفل جـان از شـير شــيطان بــاز كن
بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلك انـــباز كــن
چند خوردي چرب و شيرين از طـعــام
امـــتحـــان كــن چـــند روزي با صــيام
چــند شــب ها خواب را گشتي اسير
يــك شـــبي بــيدار شــو دولـــت بـگير