تبليغاتX
فرهنگ و هنر ایرانی
گوزنها

گنجشگك اشي مشي, لب بوم ما نشين
بارون مياد خيس ميشي, برف مياد گوله ميشي
ميفتي تو حوض نقاشي

خيس ميشي, گوله ميشي
ميفتي تو حوض نقاشي


كي ميگيره فراش باشي
كي ميكشه قصاب باشي
كي میپزه آشپزباشي
كي ميخوره حكيم باشي
گنجشگك اشي مشي..

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 18:8 توسط احسان |

فریاد مورچه ها

فریاد مورچه ها فیلمی ست که حسابی به دل ام نشست . یک فیلم خوب و ماندگار ، فیلمی که چنگ در احساس و عاطفه می زند و آدم را به فکر فرو می برد . فیلمی ساده و روان و دوست داشتنی با بازی های خوب محمود شکرالهی و بازی بسیار خوب و درخشان لونا شاد (مه نور شادزی).با دیدن فریاد مورچه ها باز هم مخملباف دوران اوج در نظرم جان گرفت . گویی مخملباف با این فیلم دوباره به دوران طلایی اش باز می گردد . این فیلم در نظر ام فیلم های خوب دست فروش ، عروسی خوبان ، ناصرالدین شاه آکتور سینما ، گبه ،سلام سینما و سکس وفلسفه را تداعی کرد.

 فریاد مورچه ها سفر فلسفی زوج جوانی ست که تازه ازدواج کرده اند و برای ماه عسل به هند سفر کرده اند . مرد دچار تردید های فلسفی در مورد وجود خدا و ناعادل بودن خدا و نبودن عدالت در جهان است و با نگاهی شکاک و بد بینانه به همه چیز می نگرد . زن ، مومنی خدا باور است که مذهب رسمی اش را کنار گذاشته اما به سفارش استاد یوگا اش در تهران به جست و جوی انسان کامل و دیدار با مرد رویایی اش و تجسم بخشیدن به رویاهای عرفانی اش و مشاهده ی کرامات و معجزاتی که شنیده است در هند فراوان است راهی دیار عجایب شده است و مرد را هم با خود به آن جا کشانده است . او که چهره ای معصوم و پاک و کودکانه دارد و به فرشته ای می ماند نه انسانی زمینی و خاکی.در نماهای دیگری از فیلم تصویرهای تکان دهنده ای از انبوه هندیان فقیر و گرسنه به نمایش گذاشته می شود که مانند ریگ بیابان با تن های برهنه و عریان کنار خیابان ها بر روی هم ریخته و به خواب رفته اند یا در انتظار تکه نانی یا کمی غذا کنار خیابان های کثیف و زشت در صف های طولانی نشسته اند .

مطلب را با گفتارهای تکان دهنده ی مرد در یکی از نماهای فیلم به پایان می برم . او در شبی که از همسر اش قهر می کند و از قضا سر از خانه ی یک روسپی در می آورد پس از در آمیختن با آن زن در حال مستی و نیمه عریان از زن می پرسد این مجسمه ها چیه ؟ زن پاسخ می دهد : این ها خدایان ما هستند. بعد می پرسد شما در هند چند خدا دارید ؟ زن پاسخ می دهد سه میلیون خدا ..

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 15:59 توسط احسان |

شب دهم

تعزيه در ايران في‌نفسه يك فعاليت مذهبي است، اما در مراحل و لايه‌هاي عميق فرهنگي، اجتماعي، ادبي و حتي اسطوره‌اي ايران در پيچيده است.

اين امر را مي‌توان در نوع زبان و ادبيات حاكم بر تعزيه، (به ويژه شعر حماسي)، شخصيت‌ها و قهرمانان آن، نمادها و نشانه‌ها‌ و لباس و پوشش و حتي تزيين و نحوه‌ي آذين بندي‌ها و... مشاهده كرد.

علي شريعتي شايد نخستين متفكري بود كه سخن از هويت ايراني- اسلامي به ميان آورد. نكته‌ي برجسته تحليل وي، نگاه تاريخي بود كه توانست دو جريان عمده در هويت ايران، يعني جريان ايراني و جريان اسلامي را برجسته كند. اين دو جريان مانند دو رودخانه در تاريخ ايران جاري شده‌اند و به تناسب شرايط، بستر رودخانه و زمان بروز و ظهور‌هاي متفاوتي دارند. اين دو جريان‌ در كليت تاريخ ايران چنان در هم آميخته‌اند كه جدايي‌شان ممكن نيست و با اين وحدت و آميختگي در تعيين سرنوشت ايرانيان مؤثر شده است. مي‌توان اين در هم آميختگي را در پديده‌ها و مصاديق عيني آن مشاهده كرد. يكي از اين مصاديق تعزيه است كه به نوعي يكي از نقاط برجسته‌ي تلاقي دو جريان مذكور مي‌باشد. از اين رو تعزيه مي‌تواند از نگاه اين نوشتار به عنوان برشي از هويت ايراني تلقي گردد.

تعزيه نوعي روايت جدال حق و باطل است كه در اين حالت مسأله بسيار فراتر از يك واقعه مثالي يعني حادثه‌ عاشورا مي‌باشد و به عنوان يك اصل كلي در هستي و مقدرات خداوند مي‌باشد. عاشورا حادثه‌اي است كه در واقعيت، يعني در تاريخ اتفاق مي‌افتد و پس از آن در گذار از مراحل مختلف فرهنگي و اجتماعي زندگي ايرانيان مورد خوانش قرار گرفته و به واقعيتي جديد و اصيل در فرهنگ تبديل مي‌گردد. اين حادثه به حوزه‌ها و ابعاد مختلف زندگي مردم مثل آيين‌ها، ادبيات، فرهنگ‌ عامه، پوشش و آذين‌بندي فضاهاي عمومي مثل كوچه‌ و خيابان، سطح سياسي و... گسترش مي‌يابد. اين حادثه با ارزش‌هاي آن به تدريج به نوعي معيار شناخت خود و تمايز از ديگران بدل شده، و در اينجاست كه تعزيه شکل هويتي به خود مي‌گيرد.رفته رفته فرد ايراني كه شاهد تكرار حادثه عاشورا در آيين تعزيه است، آمادگي پيدا مي‌كند كه در صورت ظهور شرايط در نوعي تعزيه مشاركت فعال داشته باشد و براي دفاع از ارزش‌هايش مثل مظلوميت، عدالت و مبارزه با ستم در عمل وارد ميدان شود.به اين ترتيب تعزيه در صورت تكرار مدام در فضاهاي فرهنگي و اجتماعي ايران مي‌تواند باز هم به عنوان نمادي از هويت ايرانيان قلمداد گردد.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 20:35 توسط احسان |