
بهار آمد، و بسیار بهار آمده و بسیار بهار می آید. بیائید یاد بهاران رفته باشیم.من برای ثبت آمدم،بهار هم فصلی است همچون که فصل رفاه و تعطیلی است،فصل زیبایی و سرور است. من برای ثبت بهار آمده ام. وسیله ثبت من دوربین است و در این بهار های رفته دوربین نداشته ام. ما باید پنجره ها را باز کنیم و عکس بگیریم ، اگر پشت پنجرهها را برای ما تدارک ندیده باشند. بسیار شنیده ام،گوزن هایت کو؟
جنگل پشت پنجره ها اگر مصنوعی باشد،گوزنی که در جنگل مصنوعی بدود، حزن انگیز است. اما زندگی بیش از یک فصول است،فصول نشانه رویاها هستند. عشق و بهار با هم می آیند.عاشقان کوچه ما پیر شده اند و عشق را نصیحت میکنند.اما آن عشقی عشق است که نصیحت گوش نداده باشد.بهار هیچگاه بر نصیحت زمستان گوش ندارد.زمستان ها بسیار نصیحت شده اند،اما زمستان بر سر حرف سرمای خودش همیشه می ایستد.زمستانی که منجمد کند زمستان است و بهاری که گل را با نسیم نیاورد دشمن شاعر است.در این بهار همه از هم دوریم.فصل ما زمستان بود بهار خیال ما بود و خیال ما بهاری ماند.ما همیشه که با هم باشیم،زیباتریم.

سلام.چند روز قبل اس ام اسی به دستم رسید که نوشته بود:سایت گوگل نام خلیج فارس رو به خلیج عربی تغیر داده و.... اولش فکر کردم اینم یه شوخی اس ام اسی دیگه هستش. اما وقتی که به چند تا سایت معتبر سر زدم و خودم تو گوگل جستجو کردم دیدم که قضیه شوخی نیست.این جریان خیلی فکر منو مشغول کرد که خدایا چرا باید کشوری با این وسعت و قدمت کشوری با وجود داشتن دریا ها و دشتها و کوههای سر به فلک کشیده و جنگلهای سر سبز و مهم تر از همه داشتن میلیونها مردم خونگرم و با صفا از هر قومی که با هم متحد و معتقد در کنار هم زندگی میکنن چرا باید اجازه بده که چند کشور کوچک عربی که قدمت اونا از دهها سال بیشتر تجاوز نمیکنه چنین ادعایی داشته باشند؟ حتی اونا زمانی بر سر مالکیت جزایر سه گانه خلیج فارس ادعا هایی داشتند و شاید هم دارند! به هر حال این امر شاید زنگ خطر ویا هشداری باشد برای مسئولان ارجمند که هر بیشتر به مسائل توجه کنند و اقدام یک موتور جستجو گر(گوگل) رو توهین و تحقیر بدونند.منم به نوبه خودم مراتب اعتراضم رو به سایت گوگل اعلام میکنم.خلیج فارس تا ابد فارس می ماند..
درشگفتم که "سلام" ، همیشه آغاز هر دیداریست ولی در نماز ، پایان است
شاید به این دلیل که
پایان نماز ، آغاز دیدار است (دکتر علی شریعتی) 





بازیگران:محمدرضا فروتن،افسانه بایگان،ترانه علیدوستی،بهرام رادان / تهیه کننده:مصطفی شایسته
تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی
جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
کفر زلفش ره دین میزد و آن سنگین دل
در رهش مشعلی از چهره بر افروخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می دانست
و آتش چهره بدین کار بر افروخته بود
گر چه میگفت که زارت بکشم می دیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود

والا پیامدارمحمد گفتی که یک دیار هرگز به ظلم و جور نمی ماند
برپا و استوار
هرگز هرگز
آنگاه تمثیل وار کشیدی عبای وحدت بر سر پاکان روزگار
محمد
در تنگ پرتبرک آن نازنین عبا
دیرین ای محمد جا هست بیش و کم
آزاده راکه تیغ کشیده ست بر ستم
والا پیامدارمحمد والا پیامدارمحمد
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی. برایت همچنین آرزو دارم دوستانی داشته باشی، از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست، و برخی دوستدار که دستکم یکی در میانشان
بیتردید مورد اعتمادت باشد.و چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد، تا که زیاده به خودت غرّه نشوی و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری، تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده استهمین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد همچنین، برایت آرزومندم صبور باشینه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند چون این کارِ سادهای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران نمونه شوی. و امیدوارم اگر جوان هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزیو اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنیبه پرندهای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد. چرا که به این طریق احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانهای هم بر خاک بفشانی هرچند خُرد بوده باشد و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد. بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همهی اینها که گفتم فراهم شد دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم...
بیایم کمی همدیگر و بیشتر دوست داشته باشیم و چشم دیدن شادی های همدیگر را داشته باشیم
۱ـ سنتور ( به عنوان جایگزین گیتار در فیلمها).توصیه:اگر میخواهید فیلمتان به اکران عمومی برسد از کاربرد این وسیله خود داری کنید.
۲ـ سه پایه :(برای اینکه فراموش نکنیم که سینما بر سه پایه استوار است:پایه اول پایه دوم ومهمتر پایه سوم)
۳ـ سبزه:برای گره زدن و گشایش بخت اهالی سینما
۴ـ سالن های خالی سینما
۵ـ سی دی:برای تکثیر غیر مجاز فیلمها
۶ـ سماق:برای مکیدن در دوران رکود سینما
۷ـ ساعت برای فراموشی زمان که سپری میشود.